تبليغاتX
عاشقانه و عارفانه

عاشقانه و عارفانه

آن سوي نا كاميها خدايي هست كه جبران نا كاميهاست

زیباترین حکمت عشق به یاد هم

 بودن است نه در کنار هم بودن

نوشته شده در 88/09/18ساعت 10:22 AM توسط ياسين| |

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم.وقت پر پر شدنش سوز و نوايي نكنيم

يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نكنيم

يادمان باشد از امروز خطايي نكنيم.گر چه در خود شكستيم صدايي نكنيم

يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند.طلب عشق ز هر بي سرو پايي نكنيم

نوشته شده در 88/06/04ساعت 7:40 PM توسط ياسين| |

سازنده ترين كلمه ( گذشت ) است. آن را تمرين كن

پر معني ترين ( ما ) است. آن را به كار ببر

عميق ترين كلمه ( عشق ) است. به آن ارج بده

بي رحم ترين كلمه ( تنفر ) است. با آن بازي نكن

خود خواهانه ترين كلمه ( من ) است. از آن حذر كن

نا پابدار ترين كلمه ( خشم ) است. آن را فرو بر

بازنده ترين كلمه ( ترس ) است. با آن مفابله كن

با نشاط ترين كلمه ( كار ) است. به آ ن بپرداز

پوك ترين كلمه ( طمع ) است. آن را بكش

سازنده ترين كلمه ( صبر ) است. براي داشتنش دعا كن

نوشته شده در 88/05/17ساعت 11:47 PM توسط ياسين| |

اگر هميشه همان کاري را که انجام داده ايد تکرار کنيد

چيزي بيش از آنچه تا کنون به دست آورده ايد، به دست نخواهيد آورد

نوشته شده در 88/05/11ساعت 0:16 AM توسط ياسين| |

گوش کن.دورترين مرغ جهان ميخواند
شب سليس است و يک دست و باز
شمعداني ها و صدا دار ترين شاخه فصل ماه را مي شنوند
پلکان جلو ساختمان
در فانوس به دست
و در اسراف نسيم
گوش کن جاده صدا مي زند از دور قدم هاي ترا
چشم تو زينت تاريکي نيست
پلک ها را بتکان.کفش به پا کن و بيا
و بيا تا جايي که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد
و زمان روي کلوخي بنشيند با تو
و مزامير شب اندام ترا مثل يک قطعه آواز به خود جلب کنند
پارسايي است در آنجا که ترا خواهد گفت:
بهترين چيز رسيدن به نگاهي است که از حادثه عشق تر است


نوشته شده در 88/05/05ساعت 3:49 PM توسط ياسين| |

عشق، بينايي را مي گيرد و دوست داشتن مي دهد

عشق، صداي فاصله ها، فاصله هايي كه غرق ابهامند.

عشق، تنها دردي است كه بيماربدنبال علاج نيست،

زيرا درد عشق برايش مطلوبتراز سلامتي است.

عشق، سرطان دوست داشتن است.

عشق، عقد دائمي ما با غربت است.

عشق، شماره تلفني است كه سالها بدنبال آن مي گرديم.

عشق، آمپول ب كمپلكس معرفت است.

عشق، اتوباني است كه تا ته ابديت مي رود.

عشق، آسانسور حيات بشر است. واي بحال كسي كه توي اين آسانسور گير كند.

عشق، قند متافيزيكي است كه در دل آدم آب مي شود.

عشق، شب نامزدي ما با جدايي است.

عشق، نردباني است كه ما را از خود بالا مي كشد.

عشق، همان فعل انفعالي است كه در برابر گل سرخ به ما دست مي دهد.

نوشته شده در 88/04/30ساعت 8:19 PM توسط ياسين| |

عشق، عزرائيل زيبايي است كه با رسيدن، جسم ما رامي گيرد و قبض روح راامضا مي كند.

عشق، اولين آهي است كه در آيينه كشيده ايم.

عشق، اولين حقوق ما از باجه معرفت است.

عشق،خريد وفروش پاياپاي عاشق و معشوق است.

عشق، لك لكي است كه روي درخت خاطرات ما لانه كرده دارد.

عشق، مقصد نيست، بلكه مركبي است براي رسيدن به مقصد.

عشق، تنها مهماني است كه بدون دعوت وارد ميشود،كافيست درخانه قلب را بازبگذاريد.

عشق، يك لحظه آرامش است و هزار لحظه گرفتاري.

نوشته شده در 88/04/26ساعت 5:51 PM توسط ياسين| |

کاش مي شد ما بهاري مي شديم

خيس آواز قناري مي شديم

کاش از خوبان عالم مي شديم

توبه مي کرديم آدم مي شديم

کاش نامردي نصيب ما نبود

در بي دردي نصيب ما نبود

کاش چوپان دل ما عشق بود

پاسبان محمل ما عشق بود

کاش در يک شبي سبز و شگفت

عشق از ما بيعت مي گرفت

نوشته شده در 88/04/23ساعت 6:39 PM توسط ياسين| |

روزي دختري بود كه خيلي احساس مي كرد عاشقه و دوست پسري داشت

كه اونو خيلي دوست داشت.ولي دختر كور بود

دختر مي گفت اگه من چشمام رو داشتم

هميشه و تا ابد عاشق دوست پسرم مي موندم

 يه روزي يكي نفر چشماشو به دختر هديه ميده

و دختره بينايي شو بدست مياره

مياد پيش دوست پسرش مي بينه اون كوره بهش ميگه :

برو من ديگه تو رو نمي خوام.

دوست پسرش با صداي غم گرفته و دلشكسته ميگه:

باشه من ميرم

ولي مواظب چشمام باش

نوشته شده در 88/04/20ساعت 7:34 PM توسط ياسين| |
سلام به دوستان عزيز وبلاگيم

ببخشيد كه چند روزي آپ نكرده بودم

آخه داماديه داداشم بود

جاتون خالي خيلي خوش گذشت

كلي بزن و برقص و بتركن

انشالله عروسي و دامادي خودتون

نوشته شده در 88/04/20ساعت 7:30 PM توسط ياسين| |